دلنوشته هایم را با دل نوشتم

خرید بک لینک
صدایم را با مرگ آمیختماین بار با مرگی نومرگی از جنس سکون..سکوت..و از جنس خاموشی...از جنس زوال بی پرده ایکه دنیایم را به قهقرا می بردو رویایم را به گورستان...به تازگی چینش واژه های دفترمخبر از اتفاقی تازه می دهنداتفاقی موحش و تیره وشکه شاید حکم مرگ ابدیِ خیالِ نونهالم را مُهر کند..چرا که خیالِ بی رویابه مثابه کودکِ بی دست و پایی استکه دمادم روح مادرش را می خراشد.. دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: مرگ, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

وقتی من با احساس پوچممیان تاریکی هولناک اتاقم دست و پنجه نرم می کردمعقل پشت در معطل مانده بودبه امید آن که ورق حماقت را پاره کنمو احساس لجام گسیخته ام را از نو رام کند..اما من آنچنان چموش شده بودمکه مجالش ندادم..اینک به خودم آمدماین بار خودم را میان گودالی یافتمتنها..بی هیچ دستی که بلندم کندبی امید به رهاییو بی باور به حیاتی تازه..گودال سرد بود و عمیق..عمیق به عمق حماقتی که هر روز سر می کشیدمو شبانگاه با استحمام در لیوان این حماقت جنون انگیزبه خواب می رفتم.. دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: حماقت, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

آن هایی که دلنوشته هایم را می خواندنداز بلوغ شعرم حرف می زدنداز تکامل افکار شاعرانه ایکه دیوانه دار در ذهنم مرور می شدو بر سطر سطر دفتر شعرم نقش می بستاما من خوب می دانستمبی حضور توبلوغ شعر وهمی بیش نبودهمان گونه راه رفتن کودکیبدون حضور مادر میسر نمی شد... دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: حضورت, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

حلقه زلف تو چون ما را درین دام انداختزین سبب بی اراده سوی هر دام رویــــــمگوشه خلوت این خانه تو را منتظریــــــــــــمتا که با نور حضورت، مست و دلشاد شویـــمتو که نیستی، زندگی جریان دارد روی این دنیا ولیتو بیایی، ز تمنای وجودت همه سیراب شویـــــــمدزد شب، خواب ز چشمان همه بگرفت و رفــــــــتتو که باشی، هوش ما از سر رود، جمله در خواب شویم دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: بیایی, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

به جان خاطراتم سوء قصد کردم

در محکمه شان محکوم شدم

به حبس ابد میان افکار خودم...

دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: حبس,ابد, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

فصل سردی نبودنه شب هاو نه روزهایشفقط اینطور به نظر می آمد که هوا سرد شده استآن هم فقط به نبودنت مربوط می شدفندکی درآوردمسیگارم را روشن کردماکنون هرم نفس هایم را کهپیش از این از نگاهم دور مانده بودبهتر حس می کردممتوجه شدم سخت نفس می کشمنمی خواهم بگویمولی این فکر از سرم گذشتکه این هم به تو مربوط می شدوقتی اولین ستاره که نوید شب را می داد، طلوع کردبه خودم آمدمشاید باور نکنیاین که خیالاتم گذر زمان را به بازی گرفته بودندبه تو مربوط می شدسیگارم به انتها رسیده بودبه اتاقم برگشتمروی تختم نشستم وخودم را پرت کردم در آغوش خاطراتماما هر چه دستم را دراز کردمنتوانستم دوباره لمسشان ک دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: مربوط, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

قصد من بود که با دنیا بیگانه شوممهر تو آمد و جان را به بیراهه کشیدقصد من بود که برای تو دیوانه شوممهر تو آمد و فکر را به ویرانه کشیدقصد من بود تو را عاشقِ جانانه شوممهر تو آمد و عشق را به صلابه کشیدقصد من بود سر دهم تا که افسانه شوممهر تو آمد و نشتری بر پرده جانم کشید دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: مهر, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

بگذار ذره ای در مناز وجودتتا که شایدیاد آورم هر دمخاطرت،ظاهرت،اشتیاق آخرت رابتوانم بشنوملغزش لب هایتپشت آخرین حرف هایت راوقتی منایستادهنبودت راتماشاگر بودم... دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: وجودت,بگذار, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

راز این آشـفتـگــی از من نجوییـــدداغِ این شب های تار از من نجوییددوش در ماه می گشتم در پی اششرح اتـــفاق این سفر از من نجوییددر غیابش، مهمان اشک ها بوده امفرجام سوگ چشم را از من نجوییدبر سر راه خروجش انتــظار پـرورده امانتهای این مسیر ناتـــمام از من نجوییدبرآوردم سر و از او نیافــتـــــــم هیچ اثرشهره در بی خبری ام، نشان از من نجویید دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: نجویید, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

تو که می دانی چه می آید بر سرمباز گویی می رومباز گویی نیست غمیاندر احوال تو، مراخب نگارم گو چراگو چرابر تنم آتش می افشانیمرا محبوس کنیدر کنج زندانیکه رهاییدن نباشددر پی اشگو چرابر سرم ریزیمحنت فرقتمگر من نبودمکز هم گسستم تار و پودمتا بروید در دلماز مهر تو شاخه گلیمگر تو نبودیکه وزن دادی به شعرملطافت بخشیدی به این تنمگر من نبودمهر شب از توخط ها نوشتماز حضورت سطرها سرودمتا بیاییتا بمانیمگر تو نبودیزمزمه کردیطنین عشق راتا نشیند بر تنمآن چنانک هوش من از سر رودغیر تو از سر رودحال من خوش تر شودمگر "من" نبودم"تو" نبودی"ما" نبودیم؟! دلنوشته هایم را با دل نوشتم ...

ما را در سایت دلنوشته هایم را با دل نوشتم دنبال می‌کنید

برچسب: مگر,نبودیم؟, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:15

صفحه بندی